محمد باقر سعيدى روشن

35

علوم قرآن ( فارسى )

همچنان كه برخى متتبعان مسلمان به تأثير از چنين برداشتى كوشيده‌اند ديدگاه اهل سلوك و متصّوفه را بر آن تطبيق دهند . « 1 » ارزيابى اين تصوير اوّلا : نگاهى اجمالى به تاريخ تفكر عرفانى بشر كه قدمتى ديرين در حيات اقوام گوناگون دارد و ملاحظه تطبيقى افكار و يافته‌هاى رياضت پيشگان و مدعيان كشف و شهود ، مجال هرگونه نسبت سنجى ميان آن مكاشفات و افكار را با قرآن مىبندد . الهام و كشف عرفانى در صدد شناختن يك رشته حقايقى است كه فاقد هر گونه برهان قانع كننده و التزام آور براى ديگران است ، و اثر آن نيز تنها در افق حيات فردى نمود مىيابد و مروّج نوع ويژه‌اى از زندگى شديدا زاهدانه و بريده از اجتماع جهت نيل به هدف است . حال آنكه وحى دريافت قوانين تشريعى جامع و بىبدليل است كه از سوى آفريدگار عالم با توجه به آگاهى از سيستم وجود انسان و نيازهاى گوناگون حيات مادى و روحانى او در تمام مراحل مختلف زندگى جهت راهبرد هماهنگ و معقول جامعه انسانى در روند حيات فردى و جمعى افاضه شده است . اين نوع دريافت ، در متن خود دلايل و نشانه‌هاى كافى براى اثبات خود و برترى آن بر افكار بشرى همراه دارد و همگان را به تأمل مىخواند : قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي . « 2 » أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ يُتْلى عَلَيْهِمْ . « 3 » ثانيا : در حالى كه مكاشفات اهل سلوك صرفا يك دريافت اجمالى ، سربسته و

--> ( 1 ) سوانح مولوى رومى ، شبلى نعمانى ، ص 93 ، علم كلام جديد ، مبحث نبوت ، شبلى نعمانى ، مولوى نامه ، جلال همايى 1 / 129 ، 140 ، 281 ، ج 2 / 670 . ( 2 ) يوسف / 108 . ( 3 ) عنكبوت / 51 .